مقدمه: بنیان تندرستی در حکمت طب ایرانی
در مکتب طب سنتی ایرانی–اسلامی، که ریشه در یونان قدیم و ایران باستان دارد، سلامت و بیماری نه دو پدیدهی مجزا، بلکه دو روی یک سکه هستند که همگی از تعادل یا عدم تعادل نیروهای بنیادین بدن نشأت میگیرند. سلامت از منظر این حکما، چیزی نیست جز اعتدال مزاج کلی بدن که خود تابعی از چهار خلط اصلی (دم، صفرا، بلغم و سودا) است. هنگامی که این اخلاط به نسبت مناسبی در بدن حضور داشته باشند و کیفیت گرمی و سردی و خشکی و تری
آنها با یکدیگر همخوانی داشته باشد، فرد در اوج تندرستی قرار دارد.
حکیمان برجسته تاریخ پزشکی ایران و اسلام، از جمله شیخ الرئیس ابوعلی سینا (صاحب القانون فی الطب،) محمدبن زکریای رازی، و سید اسماعیل جرجانی، برای حفظ این تعادل، اصولی کلی را تعریف کردند که محور اصلی دانش حفظ الصحه (پیشگیری از بیماری) را تشکیل میدهد. این اصول که به طور جامع و چکیده، سته ی ضروریه (شش رکن اساسی و ضروری زندگی) نامیده می شوند، دستورالعمل های دقیقی برای یک زندگی متعادل و سلامت محور ارائه می دهند. هرگونه بی توجهی به این شش رکن، به سرعت سیستم تنظیمی بدن را مختل کرده و فرد را به سمت یبوست مزاجی و در نهایت بیماری سوق میدهد.
1.هوَاء (کیفیت هوا و محیط تنفسی)
هوا اولین عنصری است که با بدن در تماس قرار میگیرد و مستقیما ًبا خون و کیفیت روح درارتباط است. حکما اعتقاد داشتند که هوا باید از لحاظ کیفی (گرم، سرد، مرطوب، خشک) و کمی (تمیزی و جریان) در حالت اعتدال باشد تا بدن بتواند آن را به بهترین شکل جذب کند
1.1.اهمیت کیفیت هوایی
هوا واسطه ای است که حرارت غریزی بدن (آتش درونی) را تنظیم می کند.
هوای معتدل: هوایی که نه گرمای بیش از حد (که باعث خشکی و سوختن اخلاط می شود) و نه سرمای مفرط (که باعث انجماد و کندی حرکت اخلاط می گردد) داشته باشد، برای حفظ لطافت دم و صفای ذهن ضروری است.
تأثیر آلودگی: هوای راکد، بد بو یا آلوده (مانند دود آتش یا غبار زیاد) به سرعت باعث اختلال در کارکرد ریه ها شده، اخلاط ردیئه (نامطلوب) به ویژه سودا را در بدن افزایش می دهد و به مرور زمان روح را تیره و قوا را ضعیف می کند.
1.2.توصیههای حکمی در باب هوا
حکیمان توصیه می کردند که محل سکونت باید در جایی قرار گیرد که در معرض بادهای مضر (مثل بادهای بسیار گرم یا بسیار سرد) نباشد.
تأکید بر تهویه: لازم است که خانه به طور مداوم با هوای تازه مبادله شود تا رطوبات زائد در محیط جمع نشوند.
استفاده از عطرها و گیاهان خوشبو: در مناطقی که هوا سنگین است، استفاده از عطرها و بخورهای خوشبو (مانند عود یا گلاب) برای تعدیل کیفی هوای تنفسی توصیه شده است زیرا لطافت روح را افزایش میدهد.
زمان تنفس: بهترین زمان برای تنفس عمیق و دریافت هوای تازه، ساعات اولیه صبح است که هوا خنک تر و پاک تر است (نسیم صبحگاهی).
2.مأکول و مشروب (اهمیت غذا و نوشیدنی)
غذا و نوشیدنی سوخت و ساز بدن هستند و تمامی اخلاط از آنها ساخته می شوند. اگر غذا با مزاج فرد سازگار نباشد، مواد اولیه ناسالم تولید شده و تعادل اخلاط به هم می ریزد.
2.1.سازگاری با مزاج و فصل
قانون اصلی در تغذیه، رعایت اصل توافق با طبع و فصل است.
تطبیق با مزاج فرد: مزاج گرم (مانند صفراوی ها) باید از غذاهای مبرّد (خنک کننده) مانند کاهو، خرفه و میوه های با طبع سرد و تر (مانند خیار و کدو) استفاده کنند تا از غلبه حرارت و خشکی جلوگیری شود. در مقابل، مزاج سرد (مانند بلغمی ها) نیازمند غذاهای مولد حرارت و رطوبت اندک، مانند عسل، گوشت بره، زنجبیل و ادویه های گرم هستند.
تطبیق با فصل: در فصل زمستان (سرد و خشک،) نیاز به غذاهای گرم و تر بیشتر است؛ در تابستان (گرم و تر،) غذاهای مبرّد و کمی خشک مناسب ترند.
2.2.شرایط کیفی غذا
علاوه بر تناسب مزاجی، کیفیت غذا نیز اهمیت دارد:
تازگی: غذا باید تازه باشد؛ غذاهای مانده، فاسد شده یا بیش از حد پخته شده، مواد سمّی تولید میک نند که به آن «فضول» یا مواد غیرمفید میگویند.
کمیت و پرخوری: حکما همواره بر پرهیز از پرخوری تأکید داشتند. ابن سینا می گوید: «پرخوری، سرآمد همه بیماری هاست». مصرف غذا تا حد سیری کامل، سبب سنگینی هضم و تولید خلط فاسد می شود. نسبت مطلوب، تنها خوردن تا دو سوم سیری است.
3.حرکت و سکون بدن (ورزش، استراحت و اعتدال آن)
فعالیت بدنی و استراحت دو نیروی متضاد اما مکمل هستند که هر دو برای حفظ سلامتی ضروری اند. این اصل، چگونگی استفاده از قوای بدنی را تنظیم می کند.
3.1.نقش حرکت (ورزش)
حرکت باعث فعال شدن سیستم های دفعی بدن و بهبود جریان خون و لنف می شود.
پاکسازی اخلاط: ورزش معتدل (مانند پیادهروی تند یا سوارکاری ملایم) باعث می شود فضولات و اخلاط زائد که در اثر سکون انباشته شده اند، از طریق عرق و تنفس دفع گردند. این امر به دفع سموم و باز شدن منافذ پوست کمک می کند.
تقویت قوا: ورزش منظم، حرارت غریزی را تعدیل و نیروی هاضمه را تقویت می کند.
3.2.نقش سکون (استراحت)
سکون و آرامش برای بازسازی نیروهایی که در طول روز مصرف شده اند، حیاتی است.
تجدید قوا: استراحت کافی (به ویژه خواب شبانه) به اندام های حیاتی فرصت می دهد تا انرژی مصرف شده را جبران کنند.
خطر افراط: افراط در حرکت (ورزش سنگین و فرسایشی) موجب تحلیل رفتن رطوبات بدن، کاهش توان ذخیره و در نهایت ضعف مفرط (هزال) میشود. در مقابل، بی تحرکی مطلق، موجب غلبه ی بلغم و رکود اخلاط و ایجاد چاقی های مرطوب و سستی بدن می گردد.
اصل حاکم: حرکت باید متناسب با سن، جنس، نیروی بدنی و فصل سال باشد. برای مثال، ورزش در فصل بهار که بدن آماده ی فعالیت است، توصیه می شود.
4.خواب و بیداری (تنظیم چرخه شبانه روزی)
خواب و بیداری، تنظیم کننده ی اصلی نیروی مغز و اعصاب هستند. در طب سنتی، ساعت بیولوژیک بدن نقش حیاتی در تنظیم مزاج دارد.
4.1.اهمیت زمان خواب (ساعات طلایی)
زمان به خواب رفتن اهمیت بیشتری نسبت به طول خواب دارد.
بهترین زمان: خواب در هنگام شب و قبل از نیمه شب (ترجیحا ًحدود ساعت ۱۰شب) برای مغز بسیار مفید است، زیرا در این ساعات، حرارت بدن به اعتدال می رسد و مغز فرصت می یابد تا رطوبات زائد را به سمت اندام های پایینی هدایت کند و خود را بازسازی نماید.
تأثیر خواب بیش از حد: خواب طولانی (به ویژه در روز یا بعد از طلوع آفتاب) موجب افزایش بی رویه رطوبت و غلبه ی خلط بلغم می شود که منشأ سستی، سنگینی سر و کندی ذهن است.
تأثیر کم خوابی: کمبود خواب، به ویژه در شب، باعث افزایش حرارت و خشکی در مغز شده، خلط صفرا را تحریک کرده و به تدریج به غلبه ی سودا (ناشی از خشکی مزمن) منجر می شود.
4.2.خواب روزانه
خواب قیلوله (چرت زدن بعد از ظهر) باید کوتاه باشد و در تابستان بیشتر و در زمستان کمتر توصیه می شود تا تعادل حفظ شود.
5.احتباس و استفراغ (نظم در دفع و نگهداری)
این رکن به مدیریت مواد زائد و مفید در بدن می پردازد؛ یعنی چه زمانی باید مواد را نگه داشت و چه زمانی باید آنها را دفع کرد. نظم در این فرآیند، نشانه ی سلامت کامل است.
5.1..احتباس (نگه داشتن)
احتباس به معنای نگه داشتن ادرار، مدفوع، عرق یا حتی گازهای روده است.
مضرات احتباس: نگه داشتن ادرار، اخلاط را در بدن نگه می دارد و موجب افزایش حرارت موضعی و ایجاد سنگ کلیه و مثانه می شود. نگهداری فضولات باعث تولید مواد سوداوی و نفخ در روده ها می گردد.
احتباس مثبت: نگهداری غذا در معده برای هضم کامل ضروری است؛ بنابراین نباید بلافاصله پس از غذا خوردن اقدام به ورزش شدید یا دفع نمود.
5.2.استفراغ (دفع کردن)
استفراغ به معنای تخلیه طبیعی مواد زائد از طریق مدفوع، ادرار، تعریق و استفراغ های طبیعی است.
اهمیت دفع به موقع: یبوست مزمن (احتباس مدفوع) خطرناک ترین شکل عدم رعایت این اصل است که سموم را به بدن بازمی گرداند.
مضرات استفراغ بیرویه: در مقابل، قی یا اسهال بدون دلیل (که ناشی از بیماری است،) نیروی حیاتی بدن و حرارت غریزی را تحلیل می برد و به جای دفع سموم، مواد مفید را از دست می دهد. حکما از حجامت، فصد و مسهل ها تنها در موارد ضروری و با محاسبه دقیق استفاده می کردند.
6.اعراض نفْسانی (کیفیت حالات روحی و عاطفی)
تأثیر روح بر بدن (النفس مدیر البدن) از اصول بنیادین طب سنتی است. حالات روانی مستقیما بر تغییرات شیمیایی و مزاجی بدن تأثیر می گذارند.
6.1.تأثیر عواطف بر اخلاط
هیجان ها به سرعت باعث تغییر در میزان تولید حرارت و رطوبت بدن می شوند.
شادی و خنده: شادی معتدل باعث انبساط و افزایش حرارت ملایم در بدن شده، گردش خون را بهبود بخشیده و به هضم غذا کمک می کند. این حالت به اعتدال خلط دم یاری می رساند.
غم و اندوه: غم و اندوه طولانی، موجب انقباض، کاهش حرارت و افزایش خشکی در بدن شده و مستقیما به تولید و افزایش خلط سودا (سرد و خشک) می انجامد. این حالت، عامل اصلی بسیاری از بیماری های مزمن عصبی است.
خشم و غضب: غضب باعث فوران ناگهانی حرارت و خشکی می شود که به غلبه صفرا و عوارض کبدی منجر می گردد.
راه های تعدیل روح
حفظ اعتدال روحی از طریق روش های زیر میسر است:
تأمل و ذکر: تقویت ارتباط با امور معنوی و استفاده از ذکر یا نیایش، عامل مهمی در ایجاد آرامش پایدار و کاهش اضطراب است.
همنشینی: معاشرت با افراد خوش خلق، دانا و خوش مشرب (اهل اعتدال) تأثیر مستقیمی بر تعدیل مزاج روانی فرد دارد.
تغییر محیط: دور شدن از محیط های محرّک و استرس زا، برای حفظ آرامش ضروری است.
نتیجه گیری: نقش حیاتی سته ی ضروریه در حفظ الصحه
تندرستی در دیدگاه طب سنتی، یک حالت ایستا نیست، بلکه یک فرآیند پویا و مستمر در تعادل با محیط است. سته ی ضروریه در واقع چکیده ی روش هایی است که انسان را قادر می سازد تا از طریق تنظیم تعامل خود با جهان خارج، تعادل درونی مزاج خود را حفظ کند.
اگر فردی به طور مداوم و هوشمندانه بر شش اصل زیر نظارت داشته باشد، کمتر به درمان نیاز پیدا خواهد کرد:
1.هوای پاک: تنفس در محیطی با کیفیت هوایی معتدل و تازه.
2.تغذیه متناسب: مصرف غذاهایی که با طبع فرد و فصل سازگارند و نه در اندازه ی افراط.
3.تعادل حرکت و سکون: فعالیت بدنی کافی و استراحت ترمیمی لازم.
4.خواب منظم: هم سوسازی ریتم خواب با شب و روز طبیعی.
5.نظم دفعی: اطمینان از دفع منظم و به موقع مواد زائد بدن.
6.سلامت روانی: مدیریت صحیح عواطف و دوری از هیجانات مخرب.
رعایت دقیق این اصول، تضمین کننده ی آن است که اخلاط بدن در حالت اعتدال باقی مانده و انرژی حیاتی (قوای نفسانی و بدنی) تحلیل نرود و سلامت جسم و روح تضمین شود.
منابع: * ابن سینا، ابوعلی حسین، القانون فی الطب (بخش اول: کلیات طب.) * جرجانی، سید اسماعیل، ذخیره خوارزمشاهی. * عقیلی خراسانی، محمدحسین، خلاصة الحکمه (بخش حفظ الصحه).


یک پاسخ
سلام
خیلی خوب بود